رابطه ی منزلت ماموستایی و استقبال از طلبگی در کردستان ایرانJalil Bahrami

 

جلیل بهرامی نیا

 

طرح موضوع

حجره‌های (مدارس) دینی کردستان، اصلیترین آموزشگاههای سنّتی علوم و آموزه‌های دینی بوده‌اند و نیروی انسانی لازم برای تعلیم و تربیت دینی، افتاء و قضاء را پرورش می‌داده‌اند؛ علاوه بر این، حجره‌ها مراکز پرورش ادیبان و شاعران نیز بوده‌اند و تمامی شعرای کلاسیک کُرد در درون همین حجره‌های ساده پرورش یافته‌اند؛ اکنون امّا این کانون‌های فرهنگی ریشه دار در تاریخ فرهنگ کُردان، به عللی چند رو به افول نهاده‌اند و بادهای بی‌رحم تحوّلات روزگار، شعله‌ی بختشان را نشانه رفته است! در نتیجه‌ی علل و موانع گوناگون، شمار داوطلبان تحصیل در این حجره‌ها به شدّت کاهش یافته است و اگر زمانی به انضمام هر مسجدی حجره‌ای نیز برپا بود، اکنون قریب به اتفاق مساجد کردستان یا حجره ندارند ویا حجره‌هایشان خالی از طلبه (یا فَقی در اصطلاح متداول کُردی) است؛ این نوشتار در صدد بررسی «رابطه‌ی منزلت اجتماعی ماموستایان ومیزان استقبال نسل نوین از طلبگی در کردستان» است و ادّعا می‌کند که سقوط منزلت اجتماعی ماموستایان، که خود محصول تلخ علل متعدّدی است، با رونق طلبگی رابطه‌ی مستقیم دارد و مهم‌ترین عامل کاهش استقبال جوانان و خانواده‌های کُرد از تحصیل در حجره‌های دینی کردستان است

مقدمه

دین علاوه بر آنکه شرط گذشت ناپذیر سعادت اخروی است، کارکردهای روان‌شناختی و جامعه‌شناختی خاص و بی‌بدیل خود را دارد و یکی از مؤلّفه‌های بنیادین هویّت ما انسان‌ها و الهام بخش بسیاری از رفتارهای فردی و مناسبات اجتماعی در ابعاد مختلف است. گر چه ناتوانی در درک نقش دین در توسعه و تأمین خوشبختی، روزگاری منادیان یا شیفتگان مغرور سکولاریسم را به تغافل از نقش فرهنگی-تمدّنی دین مبتلا کرده بود، امّا امروزه اکثر متخصّصان فن اعتراف دارند که پیش شرط هر گونه تحوّل در عرصه‌های گوناگون اجتماع، تحوّل در تدیّن و اصلاح دینی و مخصوصاً بهسازی تعلیم و تربیت دینی است که اصلیترین وظیفه و کارکرد ماموستایان و مدارس دینی است. البته چنان که می‌دانیم ارزش اجتماعی و نوع کارکردِ ادیان و مکاتب، عمدتاً تابعی است از متغیّرحاملان و منادیان آن‌ها و کاملاً محتمل است که یک دینِ انسان ساز و رهایی بخش، تحت تأثیر بدفهمی مفسّران و عملکرد نسنجیده‌ی حاملان آن، به دینی بازدارنده و خلاف رشد و توسعه تبدیل شود؛ از این رو، رونق مدارس و آموزش دینی، از طریق تعمیق و روشمندسازی معرفت دینی و ترویج معارف اصیل و همساز با مقاصد شریعت، نویدبخش تربیت نیروی انسانی متخصّص و شایسته در عرصه‌ی علوم دینی و مآلاً ارتقای سطح معنوی و فرهنگی اجتماع خواهد بود؛ بر عکس، رکود آموزش‌های دینی و امتناع یا منع افراد نخبه و هوشمند از تحصیل در علوم انسانی و مخصوصاً الهیات، روح فرهنگ ما را بیمار و آفت زده خواهد کرد و پیامدهای زیانباری را به دنبال خواهد داشت که دود آن در درازمدّت به چشم همه خواهد رفت....

ادامه نوشته

نفاق و منافق در قرآن

aref shahdadiنفاق و منافق در قرآن

عارف شهدادی

 

 

 

 

از جمله توانمندیهای انسان، این است که می‌تواند اموری را در زوایای فکر و ذهن خود مخفی کرده، در رفتار ظاهری خود، شکلی دیگر جلوه کند و در پرتو آن به مقاصد خود برسد.کسانی که از این نیرو و توان، در راه مقاصد شیطانی بهره‌برداری می‌کنند، منافق نامیده می‌شوند.از این جهت، لازم است که ریشه‌ی لغوی و کاربردهای مختلف نفاق، در قرآن بررسی شده و ویژگی‌ها و انگیزه‌های آن بیان گردد. 

منافق و نفاق برای کسانی که با قرآن ارتباط دارند واژه‌هایی آشنا هستند. و از منظر انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی بسیار مهم است که بدانیم چرا قرآن در آیات فراوانی به‌این مسئله پرداخته است؟ آیاتی که در این رابطه در قرآن آمده، نمی‌خواهد که ما را با یک پدیده‌ای که 1400 سال پیش اتفاق آفتاده آشنا کند. می‌خواهد که ما را متوجه کند که‌این یک پدیده‌ی اجتماعی و همیشگی است. ریشه‌ی لغوی نفاق از نفقمی‌آید. نفق یعنی سوراخ موش.موشها برای خانه‌هایشان دو راه دارند 1- طبیعی و 2- مخفی.این حیوان، قسمتی از دیواره‌ی لانه خود را به طرز ماهرانه‌ای تراش داده و نازک می‌کند و در موقع خطر، با یک ضربه‌ی سر، آن را فرو می‌ریزد و فرار می‌کند. نفاق نیز از همین ریشه است؛ زیرا فرد منافق، ماهیت اصلی خود را با تظاهر به اسلام، مخفی کرده و راهی برای گریز از دین، برای خود قرار داده است.....

ادامه نوشته